تبليغاتX
هذیان پاک،علاالدین نورمحمدزاده
آخرین اخبار از علاالدین نورمحمدزاده
                                   

                      

ثانیه ها انگار ایستاده اند و به من می خندند! اینجا زمان مرده است و اگر نباشد صدای اذان، دلیلی بر گذشت ساعتهای شبانه روز ندارم! سی روز یا بیشتر است که غذا نخورده ام...نکند خدا این گرسنگی عمدی را برایم گناه حساب کند! نمی دانم! اما مگر چاره دیگری هم داشتم!؟...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:0  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                                             

قانون مسير منطقي و ترتيبي شامل جمع آوري دلايل و مدارك اتهام،احضار متهم،تفهيم اتهام و در صورت داشتن شرايط قانوني، جلب متهم و صدور قرار تامين را تجويز كرده است.در مورد پرونده علاالدين نورمحمدزاده به نظر مي رسد كه اين روال منطقي نقض شده و بلكه به صورت معكوس طي شده است...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 19:59  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                  

سرانجام به لطف خدا و عنايت آقا امام رضا(ع) و پس از گذشت چهل روز بازداشت موقت، پدرم روز شنبه ساعت 14:15 آزاد شد...ادامه..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 8:3  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                                       

به لطف خدا و پس از پيگيريهاي مكرر از طرق مختلف، سرانجام با اعلام رسمي مقام قضايي قرار بازداشت علاالدين نورمحمدزاده روز سه شنبه  به قرار وثيقه تبديل شد.اين خبر در وهله اول باعث خوشحالي همه دوستان و آشنايان شد.اما لحظاتي بعد و با شنيدن مبلغ وثيقه همه دچار حيرت و تعجب شدند.صدور قرار وثيقه 5 ميليارد توماني! براي پدرم تقريبا همان معناي ادامه بازداشت ايشان را دارد!...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:29  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                                   

امروز ساعت   12  ظهر در سي و دومين روز بازداشت و اعتصاب غذاي پدرم، به اتفاق خانواده و مادربزرگ و پدر بزرگ به ملاقات ايشان رفتيم. در نيم ساعت ملاقات حرفهاي زيادي گفته شد كه شايد مرور كامل آنها جز ناراحتي و افسوس ،فايده اي براي خوانندگان نداشته باشد.كلمات ذيل برشي است كوتاه از اين ملاقات تلخ!...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 19:10  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                                  

خبر فوری: نامه نمایندگان مجلس برای آزادی  علاالدین نورمحمدزاده!

(برای مشاهده روی گزینه فوق کلیک کنید.)

سرم گيج مي رود و باز چيزي نمي گويم.ياد حرف پدرم مي افتم كه مي خواست هركدام چند ميليون جمع كنيم و يك ماشين شراكتي بخريم!

و ياد مخالفت خودم مي افتم كه گفتم:

«شما پدر ماشين را درمي آوريد...از بس كه تو پروژه ها و جاده هاي خاكي رانندگي مي كنيد! من ضرر مي كنم!»

بي اختيار قطره اشكي از چشمم فرو مي ريزد...ادامه..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:4  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                   

 در طول اين 25 روز چند بار ايشان را بخاطر وخامت حال به بيمارستان انتقال داده اند.ما اعضاي خانواده ضمن اظهار نگراني عميق از سلامتي علاالدين نورمحمدزاده خواستار توقف فوري اين روند بوده و بار ديگر اعلام مي کنيم مسئوليت و عواقب غير قابل پيش بيني هرگونه اتفاق ناگوار براي سلامتي ايشان، به عهده آنهايي است که علي رغم تکميل تحقيقات بر طولاني شدن غيرمنطقي بازداشت اصرار دارند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:57  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                     

توضیح:روزهای مرخصی پدربزرگ و نگهداری از من و پدر مجروحم !

طبق اطلاع منابع موثق، علاالدين نورمحمدزاده عصر روز يکشنبه در پي وخامت حال به بيمارستان امام رضا منتقل شده و تحت مراقبت هاي اورژانسي قرار گرفته است.جالب اين است که در پيگيريهاي رسمي از مقامات مسئول، ايشان وقيحانه منکر اعتصاب غذاي پدرم مي شوند!! امروز 22 روز تمام است که پدرم در اعتصاب غذا به سر مي برد!..ادامه..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:56  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                          

حرفهای باربط و بی ربط عابران،توزیع آب معدنی بین مردم ، نماز اول وقت ظهر و حضور پررنگ و آرام نیروهای امنیتی از حاشیه های مهم تحصن دیروز بود.حدود ساعت 2 با دعوت مسئولین و حضور آقای غفاری(معاون سیاسی و امنیتی استاندار) و اعضای خانواده و برخی دوستان جلسه ای تشکیل شد که ماحصل آن تقریبا چیزی در حد «هیچ» بود!...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 18:21  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

بازپرس شعبه4  آقاي هاشم زاده، علي رغم توافق انجام شده با بهانه هاي گوناگون مانع انجام اين ملاقات شدند و به اين ترتيب نگراني ما از سلامتي پدرم بيش از پيش شدت گرفت.ما و جمعي از دوستان روز شنبه از ساعت 10 صبح مقابل استانداري نگراني جدي خود را از ادامه بازداشت علاالدين نورمحمدزاده به اطلاع مسئولين استان خواهيم رساند و اميدواريم با تدبير مسئولين اين نگراني جدي با آزادي پدرم و فراهم شدن سير عادي پرونده رفع گردد...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 17:27  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

امروز صبح سر سفره اباعبدا... بودم در هيات شتربان.اولين لقمه صبحانه همان و ياد پدر گرسنه  افتادن همان! بغض عجيبي گلويم را مي فشرد اما باز به زور خودم را نگه داشتم.حيف است كه اشك هاي ما به بهانه اي جز مصائب اهل بيت بر صورتمان جاري شود.حاج فيروز مرثيه امام صادق را به مجلس يزيد رسانيد و چشمهايمان را باراني كرد! دعا كردند و آمين گفتيم... تا خدا چه خواهد!...ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 13:35  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

                اهواز-سال 1363

ديروز يکي از زشتترين روزهاي زندگيم بود.بعد از دو هفته بي خبري از پدرم و امروز فردا کردن هاي مکرر مسئولين قضايي، سرانجام ديروز موفق به ملاقات حاج علاالدين نورمحمدزاده شديم.ملاقاتي که کاش هيچ وقت تجربه نمي کرديم!

سرداران تبريز! آسوده بخوابيد که ديگر چيزي جز پوست و استخوان  پس از دو هفته اعتصاب غذا از علاالدين نمانده است!...ادامه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 3:4  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

هنوز هم فكر مي كنم در حال خواب ديدن هستم وشايد لحظاتي بعد بيدار شوم و همه اين كابوس زشت را براي هميشه فراموش كنم.برايم غيرقابل هضم بود و هست كه روزي بخواهم براي روشنايي خورشيد،سفيدي برف،زلالي آب و طراوت باران دليل بتراشم و توجيه بنويسم!

اما چاره چيست كه اين اتفاق افتاده است و من بنا به وظيفه خود بايد براي سفيدي برف و... دليل بياورم و اثبات كنم!...ادامه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:50  توسط مهدی نورمحمدزاده  | 

 

در حاشیه دستگیری و اعتصاب غذای علاالدین نورمحمدزاده

طلبه سيرجاني، «عليرضا جهانشاهي» سال گذشته توسط نيروهاي امنيتي دستگير و با حکم دادگاه ويژه روحانيت به دو سال زندان محکوم شده بود.اسفند سال گذشته با حکم خود رهبرمعظم انقلاب ايشان آزاد شدند!

دوستان عزيز! بازداشت و يا حتي محکوميت يک نفر نمي تواند دليل قطعي بر جرم طرف باشد.خودتان بهتر مي دانيد که متاسفانه عوامل زيادي در روند بازجويي ها و دادگاهها تاثير دارند.لذا اگر کسي به حقانيت موضوعي واقف است وظيفه شرعي اش دفاع از ان است.من در همين وبلاگ خودم از طلبه سيرجاني دفاع کرده ام ولو اينکه با حکم دادگاه محکوم شده بود! ...ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 14:1  توسط مهدی نورمحمدزاده  |